يوسف بن محمد بن يوسف الطبيب الهروي
34
طب يوسفى ( جامع الفوائد ) ( فارسى )
بموئينه بيز كذرانيده اضافه نموده به آب باديان خمير كنند و حبها ساخته فروبرند ضيق الحدقه ضيق الحدقه يعنى شك شدن ثقبه عنبيه چون از غلبه رطوبت بود علامتش رطوبت بينى و عدم ظهور ركهاى چشم است رباعيه ضيق الحدقه اكر شود عارض مرد * كويم كه چه چيز باشد آن را در خورد كر غير رطوبت نبود باعث آن * رفعش بشياف زعفران بايد كرد صفت شياف زعفران زعفران و زنگار از هريك درمى ماميثا و كل سرخ و صبر سقوطرى و مرمكى و نشاسته و صمغ عربى از هريك درمى و نيم همه را بكوبند و بهبيزند و بآبى كه دو درم اشق در او حل كرده باشند بسرشند و شافها كنند خيالات خيالات كه نمودن چيزها است مثل مكس و پشه در پيش چشم چون از بخار معده باشد علامتش زياده شدن از امتلاء معده و قصور هضم است رباعيه چشمى كه خيالات قرينش باشد صد آفت و فتنه در كمينش باشد هركه كه بخار معده باشد سببش مسهل بطلب دوا همينش باشد صفت مسهلى صفت مسهلى كه معده را از اخلاط مختلفه پاك كند صبر سقوطرى